اصلاحطلبان با تقسیم رهبری جریان اپوزیسیون داخلی به دو شاخه رادیکال و معتدل درصدد نزدیکی مجدد به نظام و بهرهبرداری از این نزدیکی خود هستند. بر اساس طراحیهای صورت گرفته توسط اتاق فکر جریان اصلاحات، این جریان با تقسیم رهبری اپوزیسیون به دو شاخه رایکال و معتدل فرصت مییابد تا ضمن ادامه حرکتهای تند و رادیکال خود، امکان رایزنی برای کسب امتیاز از نظام توسط شاخه معتدل خود را فراهم کند و در حقیقت تئوری معروف سعید حجاریان با عنوان فشار از پایین و چانهزنی از بالا را بار دیگر به مرحله اجرا دربیاورد. در حقیقت این تئوری دو پایه برای جریان اصلاحات در نظر میگیرد، یکی پایهای است که در بطن جریانات اعتراضی و حرکات تند خیابانی قرار دارد و وظیفه آن آمادهسازی نیروهای مختلف برای ایجاد فشار به نظام از طریق شیوههای خیابانی تند است. پایه دیگری که برای اصلاحات در این سناریو تعریف شده است، پایه در قدرت است؛ این پایه تلاش میکند تا جای خود را در نهادهای حقوقی مثل مجلس شورای اسلامی، شورای شهر، نهاد ریاستجمهوری و مجلسخبرگان باز کند و از این طریق خواستههای پایه نخست (اعتراضی) را در بدنه قدرت دنبال و سعی میکند حرکات آنها را حقطلبانه جلوه دهد و از طرف دیگر مانع اضمحلال آنها شود.
:: بازدید از این مطلب : 922
|
امتیاز مطلب : 117
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29